طغیان
خدای من! شکایت از نفسم به تو زیاد برده ام… می دانم می دانی حتی بیش از خودم که چه هستم و که هستم؟ شکایت می کنم نه از تو که به سوی تو …....
زمان
ثانیه ها از ۸۰ کم می شوند پشت چراغ قرمز در حال فکرم تند تند کم و کمتر می شوند مثل سالهای باقی مانده عمر گذران عمر هم کم از این ثانیه های قرمز ندارند...
رفیق بی رفیق
خیلی تنهاست! خیلی بی رفیق! حتی بیشتر از ما بیشتر از وقتهایی که ما احساس بی رفیقی و تنهایی می کنیم. رفیق همه است! دوست همه! مونس هر بنی بشر نزدیکتر از هر چه که...
رحمت و غضب، خوف و رجا
هر چه کردم، از تو بخشش دیدم! رحمت، نیکی، ستر و عفو، بخشایش و کرامت، رحمانیت و رحیمیت…. هرچه بدم، هرچه بد کردم، به اندازه اش از تو خوبی و نیکی دیدم! اگر هم سختی...
دیوار
دیوارها سرد و سنگین و من تنها در غیاب هرچه باید بودها و پروانه در آن سوی حصار خستگی ها و من تنها در خیال رد پرواز قناری ها چه خامم من چه خام قناری...
درباره مادر
مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. ماذر – مامان – مام – ام و… برای...
خش خش جاروی آن پیرمردی که سه بچه دارد!
وقتی ساعت ۵/۱۲ شبه و با خیال راحت نشستی کنار پنجره و غرق در خیالات خودت هستی و همینجوری نسبت به یک چیزهایی هم خوشحالی… یکدفعه صدای جاروی مامور شهرداری، رفتگر یا همون سوپور خودمون...
خدا می بارد …
گاهی ما کویریم و خدا باران، خدا بر ما می بارد، یکریز و بی امان، اما کویر خشک است. اما کویر، سخت؛ اما کویر، سفت؛ بارش خدا بر آن فرو نمی رود. انبوه می شود...
جستجو
دسته بندی مطالب:
مطالب اخیر:
- تصمیم گیری در طوفان؛ 4 مسیری که کسب و کار شما را می سازد یا می سوزاند!
- کسب و کارها و سازمانها در شرایط امروز ایران باید به فکر توسعه باشند یا نه؟
- ازتلاطم تا فرصت: استراتژی های بقا و توسعه در اقتصاد ایران
- معرفی کتاب «فرار از جلسه» (ترجمه مریم انصاری، نشر آریانا قلم)
- معرفی کتاب هنر جنگ، نوشتهی سانتزو