❇️ قائم مقام فراهانی از نخبگان بزرگ، اصلاح گران برجسته و رجال کمنظیر ایرانزمین است که حدود دو قرن پیش، در روزگار پرآشوب قاجار، نقشی مهم و سرنوشتساز در سیاست و اداره کشور ایفا کرد.
او در دوران ولایتعهدی عباسمیرزا و سپس در آغاز سلطنت محمدشاه قاجار، از اثرگذارترین چهرههای سیاسی و اداری ایران بود و در حفظ کیان کشور و سامانبخشیدن به امور آن سهمی بزرگ داشت.
✅ شجاعت در تصمیمگیری، تدبیر در اداره کشور، توجه به ارتباط با جهان بیرون، و ایستادگی در برابر فساد درباریان از مهمترین ویژگیهای او بود. البته همین صفات نیز در نهایت دشمنان بسیاری برایش ساخت و سرانجام به قتل او انجامید.
✅ نکتهای جالب و در عین حال شگفت در زندگی او این است که با وجود آنکه بارها مورد بیمهری قرار گرفت، از کار برکنار شد، اموالش مصادره گردید و حتی به او توهین شد، هرگاه کشور به او نیاز داشت، از خدمت به ایران دریغ نکرد. این روحیه میهندوستی در سراسر زندگی او آشکار است.
🔹من این نوشتهها را با استفاده از کتاب «منشآت قائممقام» تلخیص و تدوین کردهام.
❇️ میرزا ابوالقاسم فراهانی در سال ۱۱۹۳ هجری قمری در فراهان زاده شد.
پس از درگذشت پدر، میرزا ابوالقاسم به تدریج جایگاه او را در دستگاه حکومت یافت و در سال ۱۲۳۸ قمری در تبریز به مقام صدارت ولیعهد، عباسمیرزا، رسید.
مدتی که در آنجا خدمت میکرد، به دلایلی عباسمیرزا از او رنجید و او را به تهران فرستاد تا توسط فتحعلیشاه از کار برکنار شود.
قائممقام از این موضوع بیخبر بود، اما وقتی دریافت که چنین قصدی در کار است، با وجود رنجش فراوان، اعتراض نکرد و کناره گرفت.
حدود سه سال در تبریز به دور از منصب و قدرت زندگی کرد و در گوشهای به سکونت پرداخت. در همین دوران، اموال و املاک او در فراهان غارت شد و انواع بیمهریها و توهینها به او روا داشتند، اما او دم برنیاورد و شکیبایی پیشه کرد.
🔹در سال ۱۲۴۱ قمری، هنگامی که در آذربایجان نابسامانیهایی پدید آمد، عباسمیرزا ناچار دوباره به سراغ او رفت و از او خواست که امور را سامان دهد. قائممقام بار دیگر به صدارت رسید و اداره آذربایجان را به دست گرفت.
این زمان پس از جنگ نخست ایران و روس و انعقاد عهدنامه گلستان بود؛ جنگی که به شکست ایران انجامیده بود. با این حال فتحعلیشاه بار دیگر قصد جنگ با روسیه را داشت و برای این کار به آذربایجان آمد و مجلسی از بزرگان و فرماندهان تشکیل داد.
در آن مجلس، بیشتر حاضران که از سر چاپلوسی با خواست شاه همراه بودند، پیشنهاد جنگ را تأیید کردند. اما قائممقام که مردی واقعبین و دوراندیش بود، در همان جمع به صراحت مخالفت کرد و سخنی گفت که در تاریخ ماندگار شد. او گفت:
✅کسی که شش کرور مالیات میگیرد با کسی که ششصد کرور مالیات میگیرد جنگ نمیکند، زیرا حریف او نخواهد شد!
این سخن بیانگر نگاه واقعبینانه او به توان کشور بود. اما شاه این نصیحت را نپذیرفت و در نتیجه جنگ دوم ایران و روسیه آغاز شد؛
پس از همین مخالفت صریح، با بدگویی مخالفان، قائممقام را به مشهد تبعید کردند و بار دیگر از صحنه سیاست کنار گذاشته شد.
اما با انجام اين جنگ پس از شکست ایران و پیشروی روسها تا جایی که حتی تبریز نیز در سال ۱۲۴۳ قمری به تصرف آنان درآمد، عباسمیرزا و سپاهیان ایران ناچار به عقبنشینی شدند. در این شرایط بحرانی، شاه دوباره قائممقام را از مشهد فراخواند و از او خواست تا برای جلوگیری از پیشروی بیشتر روسها وارد مذاکره شود.
قائممقام بار دیگر، بدون گله و شكايت و تنها از سر دلسوزی برای ایران، مسئولیت را پذیرفت.
او مذاکرات طولانی و دشواری با روسها انجام داد و کوشید تا از تجزیه بیشتر سرزمین ایران جلوگیری کند و مرز میان ایران و روسیه را بر رود ارس تثبیت کند.
سرانجام در شرایطی که ایران نه سپاه نیرومندی داشت و نه پادشاهی کاردان، عهدنامه ترکمانچای در سال ۱۲۴۳ قمری تنظیم شد و متن آن با خط خود قائممقام نوشته شد. اگرچه این عهدنامه تلخ و سنگین بود، اما بسیاری بر این باورند که اگر تدبیر او نبود، شاید بخشهای بیشتری از ایران از دست میرفت.
قائم مقام چند سال پس از واقعه تركمانچاى همچنان در تبریز به عنوان صدراعظم ولیعهد به خدمت مشغول بود تا آنکه در ماجرای جنگ هرات نیز در کنار عباسمیرزا قرار گرفت و برای سامان دادن به امور آن ناحیه تلاش کرد.
در همین زمان عباسمیرزا به بیماری سل مبتلا شد و به مشهد رفت.
او قائممقام را از نزدیکی هرات فراخواند و از وى خواست کاری کند که پس از مرگش، ولیعهدی به پسرش محمدمیرزا برسد.
قائممقام در ابتدا نپذیرفت و با تلخی گفت: چگونه کسی را پرورش دهم و به ولیعهدی برسانم که یقین دارم روزی مرا خواهد کشت؟
اما سرانجام عباسمیرزا با گفتوگو میان آن دو، هر دو را به وفاداری متعهد کرد.
بنا بر روایتها، قائممقام و محمدمیرزا در حرم امام رضا علیهالسلام سوگند یاد کردند که به یکدیگر خیانت نکنند و محمدمیرزا نیز خون قائممقام را نریزد.
🔹پس از مرگ عباسمیرزا و در سال ۱۲۴۹ قمری، با تلاش بسیار قائممقام، محمدمیرزا به ولایتعهدی رسید و پس از مرگ فتحعلیشاه در سال ۱۲۵۰ قمری نیز با تدبیر، زیرکی و سیاست او و با کنار زدن رقبا، محمدمیرزا به سلطنت رسید و به محمدشاه قاجار معروف شد. در نتیجه قائممقام نیز به مقام وزارت و سپس صدارت عظمای ایران رسید.
❇️در دوران کوتاه صدارت خود، قائممقام اصلاحات مهمی آغاز کرد.
او بسیاری از عناصر فاسد دربار را کنار گذاشت، حقوق شاهزادگان و درباریان را محدود کرد، نظم مالی ایجاد نمود و کوشید دستگاه حکومت را سامان دهد. او باور داشت که:
«اگر رعیت آسوده نباشد، تخت پادشاهی نیز آرام نخواهد بود.»
❇️اما همین اصلاحات و قاطعیت در برابر فساد، دشمنان فراوانی برایش پدید آورد. درباریان، شاهزادگان و افراد جاهطلبی چون حاجی میرزا آقاسی که سودای صدارت داشتند، پیوسته نزد شاه از او بدگویی کردند و ذهن محمدشاه را نسبت به او بدبین ساختند.
سرانجام در روز ۲۴ صفر سال ۱۲۵۱ قمری، قائممقام را به دربار فراخواندند. ابتدا چیزی به او نگفتند و ساعتها در انتظار دیدار شاه نگاه داشتند. هرچه از شاه سراغ گرفت، پاسخی نشنید. آنگاه دریافت که در واقع در آنجا زندانی شده است و گفت: «پس من در اینجا محبوسم.»
ظاهرا در همان اتاق قدم میزد و با ناخن خود بر دیوار این بیت را نوشت:
«روزگار است این که گه عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد.»
دو نکته اندوهبار در این ماجرا نقل شده است. نخست آنکه به سبب اعتقاد به نحسی ماه صفر، او را چند روز در حبس و بیغذا و رنجور نگه داشتند تا پس از پایان ماه صفر و در نیمهشب او را به قتل برسانند.
دیگر آنکه چون محمدشاه پیشتر سوگند خورده بود خون او را نریزد، به پیشنهاد اطرافیان قرار شد او را خفه کنند تا مثلا خونش ریخته نشود و به گمان خود سوگند شاه شکسته نشود.
❇️بدین ترتیب این مرد بزرگ، ادیب و سیاستمدار برجسته ایران، در همان سال ۱۲۵۱ قمری در باغ نگارستان تهران خفه شد.
✅ملکالشعرای بهار درباره او نوشته است که قائممقام «سید بزرگوار، وزیر عالیمقام و باغ فضل و ادب» بود. با این همه، پاداش سالها خدمت صادقانهاش آن شد که غریبانه کشته شود و شبانه، با همان لباس و بدون غسل و کفن، در صحن امامزاده حمزه در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شود.
🔹از قائممقام نوشتهها، نامهها و دیباچههای ارزشمند و اثرگذاری بر جای مانده است که در مجموعهای با عنوان «منشآت قائممقام» گرد آمدهاند. نثر او از زندهترین نمونههای نثر فارسی در دوره قاجار است؛ نثری آمیخته با ظرافت ادبی، نکتهگویی، طنز و گاه مطایبه.
در پایان از دوست خوبم جناب مهدی تاجیک که اخیراً این کتاب را به بنده هدیه دادند صمیمانه سپاسگزارم و شما را نیز دعوت میکنم که درباره این مرد بزرگ تاریخ ایران بیشتر بخوانید و نامهها و نوشتههای او را در «منشآت قائممقام» مطالعه کنید تا با نثر زیبا، اندیشه ژرف و نگاه نقادانه او بیشتر آشنا شوید.
مختصری درباره قائم مقام فراهانی؛ ایرانی وطنپرست و صدراعظم شهيد