(بخشی از سخنرانی سید علی ناظم‌زاده در نشست لیدرمنت)

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند اگر برنامه داشته باشند، گزارش بگیرند و کنترل کنند، کار رهبری را هم انجام داده‌اند. اما واقعیت این است که رهبری فراتر از مدیریت است و در این شرایط خاص امروز ایران هم بیش از مدیریت، رهبری برای سازمان لازم است.
برای عبور از مدیریت به رهبری، می‌توان یک مدل عملیاتی ساده اما قدرتمند را به کار گرفت. مدلی 5 گانه که من مخففش را در یک کلمه خلاصه کرده ام: «رَهبَری»

✅ پنج اقدام کلیدی که می‌تواند یک مدیر را به یک رهبر تبدیل کند:

1.رصد هوشمندانه
2.هدایت سناریویی
3.بازسازی و بازآرایی منابع
4.ریل‌گذاری حرکت
5.یکپارچگی مدیریت و رهبری

این پنج اقدام، ستون‌های رهبری در شرایط پیچیده و متغیر هستند:

🔸ر — رصد هوشمندانه

اولین وظیفه رهبر «دیدن» است.
نه فقط دیدن گزارش‌ها، بلکه دیدن واقعیت‌های پنهان در پشت گزارش‌ها.
رهبر بازار را رصد می‌کند، جریان نقدینگی را زیر نظر دارد، رفتار مشتریان را تحلیل می‌کند و حرکت رقبا را پیگیری می‌کند.
او به تغییرات کوچک هم توجه می‌کند، چون می‌داند بسیاری از بحران‌ها با نشانه‌های کوچک آغاز می‌شوند.
مدیری که رصد نمی‌کند، معمولاً دیر تصمیم می‌گیرد.
او زمانی خطر را می‌بیند که دیگران مدت‌هاست آن را دیده‌اند.
او همه چیز را می بیند و اندازه گیری می کند. پیتر دراکر می‌گوید: «آنچه اندازه‌گیری نشود، مدیریت نمی‌شود.»

🔸ه — هدایت سناریویی

بسیاری از سازمان‌ها فقط یک برنامه دارند.
و همین باعث می‌شود با اولین تغییر جدی دچار سردرگمی شوند.
اما رهبران حرفه‌ای با سناریوها فکر می‌کنند.
آن‌ها چند آینده محتمل را طراحی می‌کنند:
سناریوی بدبینانه،
سناریوی واقع‌بینانه،
و سناریوی خوش‌بینانه.
برای هر سناریو هم تصمیم‌های احتمالی از قبل بررسی می‌شود.
به همین دلیل وقتی شرایط تغییر می‌کند، رهبر دچار شوک نمی‌شود.
او فقط مناسب‌ترین سناریو را فعال می‌کند و برنامه ریزی می کنند چنانچه گفته اند: برنامه‌ها اغلب بی‌فایده‌اند، اما برنامه‌ریزی ضروری است!

🔸ب — بازسازی و بازآرایی منابع

در دوره‌های سخت، تقریباً همه سازمان‌ها با محدودیت منابع مواجه می‌شوند.
پول کمتر می‌شود،
زمان محدودتر می‌شود،
انرژی تیم کاهش پیدا می‌کند.
در چنین شرایطی، رهبران موفق یک کار کلیدی انجام می‌دهند:
آن‌ها منابع را دوباره می‌چینند.
پول، زمان، انرژی و نیروی انسانی را از فعالیت‌های کم‌اثر خارج می‌کنند
و آن‌ها را روی نقاط حیاتی متمرکز می‌سازند.
در بسیاری از بحران‌ها، مشکل اصلی کمبود منابع نیست؛ مشکل، پراکندگی منابع است.

🔸ر — ریل‌گذاری حرکت و روان‌سازی اجرا

در بحران، خطرناک‌ترین اتفاق برای یک سازمان «ایستادن» است.
وقتی حرکت متوقف می‌شود،
ترس در سازمان پخش می‌شود،
تصمیم‌ها به تعویق می‌افتد
و انرژی تیم کاهش پیدا می‌کند.
رهبر باید حرکت را حفظ کند.
او مسیر را روشن می‌کند، موانع اجرا را برمی‌دارد، فرآیندها را ساده می‌کند و تصمیم‌گیری را سریع‌تر می‌سازد.

🔸ی — یکپارچگی مدیریت و رهبری

در بسیاری از سازمان‌ها، مدیریت و رهبری از هم جدا شده‌اند.
مدیریت یعنی: ساختار، نظم، برنامه‌ریزی و کنترل.
رهبری یعنی: انرژی، انگیزه، جهت و امید.
اگر فقط مدیریت وجود داشته باشد، سازمان منظم است اما الهام‌بخش نیست.
اگر فقط رهبری باشد، سازمان پرانرژی است اما ممکن است بی‌نظم شود.
مدل «رهبری» یعنی این دو در کنار هم قرار بگیرند.
به قولی:«مدیران کارها را درست انجام می‌دهند، اما رهبران کار درست را انجام می‌دهند.»
یک سازمان موفق به هر دو نیاز دارد.

 

دکتر سیدعلی ناظم زاده

www.nazemzade.com