(بخشی از سخنرانی سیدعلی ناظم‌زاده در نشست تخصصی لیدرمنت)

امروز جامعه و اقتصاد ایران در وضعیتی منفاوت به سر مى برد؛ نه فقط پساجنگ است، نه فقط درگیر جنگ اقتصادی، تحریم و محاصره است، و نه فقط در پیشاجنگ.
بلکه واقعیت این است که ما هم ‌زمان در هر سه زیست می‌کنیم.
و همین موضوع، مدیریت و برنامه ریزی را سخت‌ تر از هر زمان دیگری کرده است.

این سه وضعیت هیچ‌کدام شبیه دوران صلح و اقتصاد عادی نيستند. قواعدشان، رفتار بازارشان، نوع تصمیم‌گیری‌شان، همه متفاوت است.
برای همین، مديرى موفق می‌شود که این تفاوت‌ها را بشناسند و بداند که کدام تصمیمش برای کدام دوران است و بر اساس آن استراتژی و عملکرد مناسب هر فاز را انتخاب کنند.

در این بخش فقط تفاوت‌ها را می‌گویم؛ و در بخش‌های بعدی وارد «چه باید کرد» می‌شویم. در ادامه، 6 تفاوت اصلی این سه دوره را کنار هم می‌بینیم:

۱) هدف اصلی سازمان

🔹 پیشاجنگ: سازمان باید خود را برای چند مسیر محتمل آماده کند؛ نه قفل روی یک سناریو.
🔹جنگ: اولویت این است که سازمان «زنده بماند» و بتواند تاب بیاورد.
🔹 پساجنگ: تمرکز از صرف بقا، به «ساختن» و «بزرگ‌تر شدن» منتقل می‌شود.

۲) افق زمانی تصمیم‌گیری

🔹 پیشاجنگ تصمیم‌ها با این فرض گرفته می‌شود که شرایط «ممکن است بدتر شود» و باید گزینه‌های جایگزین وجود داشته باشد.
🔹جنگ: تأخیر در تصمیم‌گیری می‌تواند خسارت را چند برابر کند.
🔹 پساجنگ: برنامه‌ریزی ساختاری، سرمایه‌گذاری و طراحی آینده دوباره معنا پیدا می‌کند.

۳) رفتار مشتری و بازار

🔹 پیشاجنگ: هنوز بحران کامل نشده، اما مشتری «در حالت انتظار» است، بیشتر نگاه می‌کند تا بخرد.
🔹 جنگ: مردم فقط چیزهایی را می‌خرند که برای بقا و ضروریات لازم است.
🔹 پساجنگ: اعتماد کم‌کم برمی‌گردد، مصرف دوباره جان می‌گیرد و بازار آماده‌ پذیرش پیشنهادهای جدید می‌شود.

۴) استراتژی کلان سازمان

🔹 پیشاجنگ: سازمان «خودش را برای سناریوهای مختلف آماده می‌کند».
🔹جنگ: سازمان با حذف حاشیه ها، خودش را سبک می کند.
🔹 پساجنگ: سازمان «خودش را می‌سازد و گسترش می‌دهد».

۵) فضای روانی و وضعیت تیم

🔹 پیشاجنگ: اگر رهبر درست عمل نکند، شایعه و ترس آرام‌آرام رشد می‌کند.
🔹 جنگ: تیم اگر حمایت و هدایت نشود، دچار دل‌زدگی و فرسودگی عاطفی می‌شود.
🔹 پساجنگ: تیم انتظار دارد سختی‌هایی که کشیده، «به رسمیت شناخته» شود.

6) نقش رهبر

🔹 پیشاجنگ: رهبر به‌عنوان «دیده‌بان» رصدگر نشانه‌ها، تحلیل‌گر آینده است. کار او این است که «چشم سازمان» را باز نگه دارد.
🔹 جنگ: رهبر به ‌عنوان «فرمانده» «جهت را در طوفان مشخص کند».
🔹 پساجنگ: رهبر به‌عنوان «معمار»، طراح ساختار، سازنده آینده، معنا دهنده به تجربه‌های سخت گذشته است.

🔸 در مجموع، هیچ سازمانی با منطق یک‌دوره‌ای نمی‌تواند در شرایط فعلی ایران پیش برود.مدیر موفق کسی است که بداند الان در کدام فاز تصمیم می‌گیرد و بتواند هم‌زمان نشانه‌های پیشاجنگ، فشارهای جنگ و فرصت‌های پساجنگ را ببیند.
درک این سه‌گانه، اولین قدم برای طراحی استراتژی درست و ساختن آینده‌ای پایدار است.