احتمالاً همه ما در کودکی تجربه تاب سواری را داشتهایم. همان لحظه هایی که روی تاب مینشستیم و با هیجان شعر میخواندیم:
«تاب تاب عباسی، خدا منو نندازی!»
تاب جلو و عقب میرفت، باد خنکی به صورتمان میخورد و هرچه بالاتر میرفتیم، هم لذت بیشتری داشت و هم ممكن بود کمی ترس افتادن داشته باشيم!
در سالهای کودکی معمولاً کسی پشت سرمان بود؛ پدر، مادر یا یک بزرگ تر که هم تاب را هل میداد، هم مراقب بود زمین نخوریم و اگر تعادل مان به هم خورد کمکمان میکرد. البته توکل بر خدا هم شاید داشتیم و می گفتیم: خدا منو نندازی!
تاب سواری لذتبخش بود، اما بیریسک هم نبود. گاهی ممکن بود از تاب بیفتیم. گاهی تاب آنقدر اوج نمیگرفت که هیجانانگیز شود. بعضیها هم اصلاً سوار تاب نمیشدند و مى ترسيدند؛ بعضیها هم آرام تاب میخوردند و بعد از مدتی تابشان کمکم میایستاد.
🔹این روزها به دنیای کسب و کار که نگاه میکنیم، احساس میکنیم که داشتن کسب و کار هم مثل تاب سواری است!
در عين حال مدتی است که واژه «تاب آوری» زیاد شنیده میشود. مشاوران مدیریت، اقتصاددانان و فعالان کسب و کار مرتب میگویند در دوران بحران، جنگ، رکود اقتصادی یا بیثباتی های بازار، سازمانها باید تابآور باشند!
❇️اما تابآوری دقیقاً چه معنایی دارد؟
در ادبیات علمی مدیریت، تاب آوری سازمانی به توانایی یک کسب و کار برای پیشبینی شوکها، مقاومت در برابر آنها، سازگار شدن با شرایط جدید و حتی قویتر شدن پس از بحران گفته میشود.
به بیان سادهتر، یک کسبوکار تاب آور فقط بحران را تحمل نمیکند؛
بلکه برای آن آماده میشود،
در زمان وقوع آن هوشمندانه عمل میکند و بعد از آن نیز یاد میگیرد و رشد میکند.
🔹اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، تاب آوری یعنی توانایی تاب آوردن و ادامه دادن در شرایط سخت؛ یعنی وقتی شرایط نامطمئن است، منابع، محدود است و فشارها زیاد، کسب و کار بتواند تعادل خود را حفظ کند، زمین نخورد و حتی اگر زمین خورد، دوباره بلند شود و حرکت کند.
🔹در شرایط بحرانی شباهت ماجرا با تاب سواری بیشتر مشخص میشود البته وقتی که دیگر کسی پشت سر ما نبود که مراقب ما باشد و تاب را هل بدهد! در این روزگار سخت، برای اکثر کسب و کارها و شاغلین کسی پشت تاب شان نیست که هل شان بدهد و مراقبشان باشد که نیفتند! فقط حرکت و تلاش خودشان است و مراقبت و تاب آوری و البته خدا!
❇️وقتی در دل بحران قرار میگیریم، باید خودمان تاب زندگى مان را حرکت بدهیم.
خودمان باید تصمیم بگیریم، خودمان باید انرژی بدهیم، خودمان باید مراقب باشیم که از تاب نیفتیم.
اگر کارمند هستیم، شاید دیگر نتوانیم مثل قبل روی حمایت کامل مدیر یا سازمان حساب کنیم.
اگر کارآفرین یا صاحب کسب و کار هستیم، ممکن است نیروی انسانی مثل گذشته همراهی نکند، تأمینکنندگان شرایط سخت تری داشته باشند، رقبا جدی تر عمل کنند و مشتریان هم محتاط تر خرید کنند. حتی در بسیاری از مواقع، نمیتوان انتظار داشت که دولت یا نهادهای بیرونی مشکل ما را حل کنند.
در چنین شرایطی، ما شبیه کسی هستیم که روی تابی معلق تنها و بى كس نشسته است؛ اگر حواسش نباشد ممکن است سقوط کند، و اگر تلاش نکند، تاب کمکم از حرکت میایستد.
اینجاست که مفهوم تاب آوری در کسب و کار بیشتر معنا پیدا میکند؛ یعنی:
✅آمادگی برای عدم قطعیت و ریسکها؛
✅توانایی مقاومت در برابر شوکها و بحرانها؛
✅انعطافپذیری در مدل کسبوکار؛
✅چابکی در تصمیمگیری و اجرا؛
✅داشتن پشتوانه و سلامت مالی نسبی و مدیریت نقدینگی؛
✅تنوع در منابع درآمد و کاهش وابستگیهای پر ریسک؛
✅سرمایه انسانی و فرهنگ سازمانی قوی؛
✅توانایی یادگیری از بحرانها؛
✅حفظ آرامش مدیریتی در شرایط پرتنش؛
✅سناریو نویسی و آماده بودن برای اتفاقات مختلف.
🔹در این شرایط ما به شرطی می توانیم موفق باشیم و حتی در تاب زندگی مان بیشتر اوج بگیریم که تاب سواری و تاب آوری را بلد باشیم!
✅در نوشتههای بعدی، بیشتر درباره ویژگیهای کسب و کارهای تابآور و راه هایی که میتوان تابآوری را در سازمانها و حتی در مسیر شغلی فردی افزایش داد خواهم نوشت.
سید علی ناظم زاده
مشاور استراتژی و توسعه کسب و کار