🔹 تجربهی سالها مشاوره به ده ها مدیر و کارآفرین به من نشان داده است که یک متغیر و عامل مهم برای موفقیت کسب و کار در ایران وجود دارد که معمولا به آن توجه نمی شود؛ متغیری که در عمل بارها سرنوشت کسب و کارها را تغییر داده است. نام غیررسمی آن در ادبیات بازار این است: «جگر داشتن.»
🔹 به نظر من مرز بین «رشد معمولی» و «رشد جهشی» در بسیاری از موارد نه فقط در کیفیت استراتژی و برنامه ریزی و تیم، بلکه در میزان ریسکپذیری مدیر مشخص میشود.بیشتر سازمانها اگر برنامه ریزی معقول، تیم مناسب و مدیریت قابل قبول داشته باشند، میتوانند رشد قابل پیش بینی و باثباتی تجربه کنند. اما
🔸 ما وقتی به شرکتهایی نگاه میکنیم که ناگهان چند برابر میشوند، اسکیلآپ میکنند یا جهشهای بزرگ را تجربه میکنند، تقریباً همیشه یک عامل مشترک دیده میشود:
مدیری که در لحظههای حساس، تصمیمهای بزرگ تری گرفته و ریسکهای جدیتری پذیرفته است.
در مقایسههای ساده هم این الگو بارها دیده میشود:
دو برادر با دو مغازه مشابه،
دو تولیدکننده در یک صنعت،
یا دو مدیر با منابع تقریباً یکسان.
اغلب کسی جلوتر میافتد که جرئت تصمیمهای مهم تر و به قولی جگر بزرگ تر را دارد.
حتی در مواردی که افراد از مزیتهایی مانند ارث، رانت یا سهمیه برخوردار بودهاند، باز هم مشاهده کردهام که افراد ریسکپذیرتر معمولاً نتایج بزرگتری گرفتهاند.
❇️ البته روی دیگر ریسک و جگر داشتن هم، شکست است.!
در واقع احتمال شکست در بسیاری از ریسکها بالا است؛ فقط ما معمولاً شکستهای متعدد را نمیبینیم و بیشتر موفقیتهای معدود را میبینیم… چه بسیار مدیران جگرداری که امروز ورشکسته یا در حال دست و پا زدن با مشکلاتشان هستند!
به بیان سادهتر:
✅ در بسیاری از کسبوکارها، سقف رشد نه صرفا با استراتژی و برنامهریزی و تیم و برندینگ، بلکه با میزان ریسکپذیری و جگر داشتن مدیر تعیین میشود.
بنابراین در مورد خیلی از برندها و سازمان های ایران، رشدهای معمولی با مدیریت و برنامهریزی به دست میآیند،
اما رشدهای استثنایی معمولاً نیازمند ترکیبی از مهارت، زمان مناسب و مقدار قابل توجهی جسارت هستند.
به بیان من ترکیب جگر و استراتژی عامل مهم موفقیت در ایران است!
البته نکته مهم این است که همه قرار نیست چنین ریسکهایی بکنند و همه هم توان یا شخصیت آن را ندارند.