کاش می شد گریه کرد گاهی.
کاش می شد فریاد زد سختی ها و غم ها را.
کاش می شد مثل آنها بود که خوابند و اگر بیدار، در بیداری، خواب!
کاش می شد قدم زد در خیابان های خالی از تبعیض و فساد.
کاش می شد نگاه کرد به زندانهای خالی از زندانی بی گناه.
کاش می شد نشنید این همه از فقر و فقر و فقر.
کاش می شد کم می شد حماقت.
کاش می شد کور بود و کر!
کاش می شد پاک شود این واژه از واژه نامه ها: ظلم!
کاش می شد انسان بود در این دنیای بی انسان
کاش می شد زندگی کرد، زندگی.
کاش می شد انتظار به سر آید و پیروزی، حاصل.
کاش می شد کمی کمتر شدن این رنگ خاکستری
کاش می شد کمی امید
کاش می شد با شعر ها پرواز کرد: مرغ شیدا بیابیا شاهد ناله حزینم شو!
کاش می شد دمی شاعری و شیدایی
کاش می شد گریه کرد گاهی…. کاش!
مطالب مرتبط
ای دوست!
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
قطره شدن
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
زمان
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
جز تو …
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
رحمت و غضب، خوف و رجا
nazemzade,
12 سال قبل
2 min خواندن
جستجو
دسته بندی مطالب:
مطالب اخیر:
- معرفى كتاب روانشناسی در كار و سازمان ها اثر كلودلوموان ترجمه افشین رباطی
- ۶ نکته مهم و کاربردی از کتاب «درباره همکاری» | آيا هر همكارى اى خوب است؟
- موضوع مهمى که بسیاری از مدیران نادیده می گیرند: عدد!
- آزمون خود ارزیابی مدیران در شرایط امروز ایران
- آیا هوش مصنوعی نان مشاورها و مدرسها و نويسنده ها را آجر میکند؟ (هوش مصنوعى در مقام دستيار)