فهرست
Toggleچگونه با OKR از اهداف معمولی به رشدهای ۱۰ برابری برسیم؟
◀️ نگاهی به کتاب «اندازه گيرى آنچه مهم است»
کتاب (OKR اندازه گيرى آنچه مهم است)نوشته جان دوئر یکی از مهمترین کتابها در حوزه مدیریت عملیاتی، منابع انسانى و هم راستاسازی تیم هاست كه دوست خوبم جناب محمدرضا رحيمى به بنده اهدا كردند و مناسب ديدم نكاتى از آن را اينجا به اشتراك گذارم.
❇️ درباره مولف
جان دوئر ، مدير و سرمایهگذار و از همراهان کلیدی لری پیج در روزهای شکلگیری گوگل، یک چارچوب مدیریتی منحصربهفرد به نام OKR (اهداف و نتائج کلیدی)را توسعه داده است. او مى گويد (OKR (objectives key results به ما کمک کرد تا در گوگل به رشد ۱۰ برابری برسیم؛ چارچوبی که گوگل را به شرکتی صدها میلیارد دلاری و یکی از برترین سازمانهای جهان تبدیل کرد.
❇️ OKR چیست و چه میکند؟
OKR یک شیوه نامه هدف گذاری مشارکتی برای سازمانها، تیم ها و حتی افراد است. OKR معجزه نمیکند و هرگز جایگزین «رهبری اصیل» یا «فرهنگ خلاق» در یک سازمان نمیشود؛ اما ابزاری شگفتانگیز برای تعیین شاخصهای دستیابی به هدف و نظارت مستمر بر مسیر تحقق آنهاست.
OKR یا «اهداف و نتایج کلیدی»، یک شيوه مدیریت عملکرد است که تفکیک مى كند بين:
◀️ «هدف» (آنچه میخواهیم به دست آوریم؛ كه کیفی و الهامبخش است ) و
◀️ «نتایج کلیدی» (چگونه موفقیت را اندازه میگیریم؛ كه کمی و زمانمند است)،
و اين موضوع سازمان را از مدیریت وظیفه محور به سمت مدیریت نتیجه محور هدایت میکند.
در واقع، OKR با ایجاد شفافیت و همراستاسازی استراتژیک میان تمام سطوح سازمان و تمرکز بی بر اولویتهای حیاتی، بستری فراهم میکند که افراد و تیمها نه تنها برای انجام وظایف، بلکه برای دستیابی به دستاوردهای جسورانه و رشد جهشی، با یکدیگر هماهنگ و متعهد شوند.
❇️ ٤ نیروى ماورایی OKR
۱. تمرکز و تعهد به اولویت:
◀️استراتژی یعنی «انتخاب آنچه انجام نمیدهیم». در دنیایی که همه چیز مهم به نظر میرسد، OKR به شما کمک میکند «نه» بگویید. تمرکز یعنی یک سازمان نباید بیش از ۳ تا ۵ اولویت کلیدی در یک بازه زمانی داشته باشد. وقتی انرژی سازمان روی اهداف بیشمار پخش شود، هیچکدام محقق نمیشوند.
🔹هدفگذاری یعنی انتخاب «حیاتیترین نقطه» و متعهد شدن به آن، حتی به قیمت قربانی کردن پروژههای خوب دیگر.
٢. همراستایی و اتصال و انسجام سازمانی:
◀️بزرگترین آفت شرکتها «سیلوهای سازمانی» است؛ جایی که دپارتمان بازاریابی، فروش و عملیات و مالى ساز خودشان را میزنند. در OKR، همه اعضای سازمان (از مدیرعامل تا کارآموز) میدانند که هدف کلان چیست و نقش آنها در تحقق آن چیست. این یعنی شفافیت کامل: هر کس میداند اگر امروز «الف» را انجام ندهد، «ب» که هدف شرکت است، به خطر میافتد.
🔹OKR دیوارها را میشکند تا همه پاروهای سازمان در یک جهت و با یک ریتم حرکت کنند.
۳. پایش دادهمحور
◀️مدیریت با «احساس» یا «شایدها» خطرناک است. OKR بر اساس دادههای عینی (اعداد و ارقام) بنا شده است. این سیستم به ما اجازه میدهد در هر لحظه وضعیت خود را «سبز، زرد یا قرمز» ببینیم. اگر عددی قرمز شد، یعنی نیاز به «اصلاح مسیر» داریم. دادهها کمک میکنند که انتقاد از عملکرد، شخصی و احساسی نباشد، بلکه فنی و استراتژیک باشد.
🔹دادهها جلوی قضاوتهای شخصی را میگیرند؛ با دادهها، «حدس و گمان» جای خود را به «تصمیمگیری آگاهانه» میدهد.
۴. چالش برای دستاوردهای جسورانه:
◀️ذهن برای رسیدن به اهداف سخت، ظرفیتهای پنهان خود را فعال میکند. اگر اهداف همیشه ۱۰۰٪ محقق شوند، یعنی اهداف شما ترسو و کوچک بودهاند! OKR میگوید اهداف باید به قدری بزرگ (جسورانه) باشند که کمی ترسناک به نظر برسند. حتی اگر ۷۰٪ به آن هدف بزرگ برسید، بسیار جلوتر از جایی هستید که با اهداف راحت و در دسترس بودید. اینجا «فرهنگ آزادی در شکست» شکل میگیرد؛ چون شکست در اهداف جسورانه، به معنایِ یادگیری است، نه تنبیه.
🔹هدفهای راحت، رشد را متوقف میکنند؛ برای جهش ۱۰ برابری، باید اهدافی بگذارید که شما را از منطقه امنتان بیرون بکشد.
◀️ تله OKR
🔹اگر OKR ضعیف تهیه یا بد مدیریت شود، نه تنها فایدهای ندارد بلکه به اتلاف وقت و یک ژست مدیریتی پوچ و ویترینی تبدیل میشود.
اما اگر درست اجرا شود، انگیزهبخشترین ابزار بهینهسازی سازمان است.