🔹‎چطور می‌شود در ایران، با این همه بحران و بی‌ثباتی، یک امپراتوری کسب ‌وکار ساخت؟

‎چند روز قبل با یکی از دوستان باسواد و موفق گپ می‌ زدیم. صحبت يكى از بزرگترين مديران و رهبران كسب و كار ايرانى شد كه مجموعه‌ ای با هزاران شعبه، صدها برند و ده‌ ها هزار کارمند دارد…و گفتگوى ما رسید به این سؤال ساده اما عمیق:
در ایران با این همه بحران، بی‌ثباتی، فشار اقتصادی و پیچیدگی‌های اداری، چطور ممکن است مديرى چنین مجموعه ‌ای را بسازد و سال‌ ها آن را سودده و رو به رشد نگه دارد؟ آن را توسعه دهد و از حاشيه ها دور بماند؟

من می‌گفتم همین که یک مدیر بتواند در چنین شرایطی یک سازمان موفق داشته باشد کار بزرگی است؛ چه برسد به اینکه ده‌ها شرکت و برند موفق را همزمان هدایت کند.
مهم‌ تر از آن اینکه این موفقیت فقط در رأس سازمان نیست.
او صدها مدیر میانی دارد و در بسیاری از واحدهایش فرهنگ نتیجه ‌گرفتن و سوددهی وجود دارد.

◀️من مى دانم كه او مدير باسواد و لايقى است، مشاوران خوبى دارد، مديرانش را عمدتا سهامدار مى كند و از حاشيه و رسانه هم بسيار دور است… اما باز هم دنبال راز ديگرى براى موفقيتهايش بودم…

دوستم به نکته جالبی در اين زمينه اشاره كرد .

گفت از نزدیکان این مدیر شنیده که اگر بخواهد دو عامل مهم موفقیتش را بگوید، به یک کتاب… و یک ابزار اشاره مى كند:

اول، کتاب: «از خوب به عالی» كه هميشه كنارش هست… دوم مى گويد يك ابزار روزانه و مهم من «اکسل» است!

شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما اگر دقیق شویم، همین دو نکته بخش بزرگی از راز مدیریت حرفه‌ای را توضیح می‌دهد.

کتاب «از خوب به عالی» نتیجه چند سال تحقیق جیم کالینز روی شرکت‌هایی است که توانسته‌اند از یک شرکت صرفاً خوب، به یک شرکت واقعاً عالی تبدیل شوند. پیام اصلی کتاب این است که بزرگ‌ترین مانع عالی شدن، خوب بودن است. وقتی سازمانی فقط “خوب” کار می‌کند، معمولاً انگیزه و فشار لازم برای جهش واقعی ایجاد نمی‌شود.

شرکت‌های عالی چند ویژگی مشترک دارند:
رهبران فروتن اما بسیار مصمم، تمرکز شدید روی کاری که می‌توانند در آن بهترین باشند، انضباط در تصمیم‌گیری و مهم‌تر از همه مواجهه صادقانه با واقعیت‌ها و اعداد.

و اینجاست که «اکسل» وارد ماجرا می‌شود.
اکسل برای این مدیر فقط یک نرم‌ افزار نیست؛ یک طرز فکر است. یعنی اداره کردن کسب‌ و کار با عدد، داده و تحلیل.
اینکه هر لحظه بدانی
فروش چقدر است،
سود واقعی کجاست،
کدام شعبه می‌سازد
و کدام می‌سوزاند،
موجودی انبار چقدر است،
رقبا چه می‌کنند
و رفتار مشتری‌ها به کدام سمت می‌رود.
او می‌داند گلوگاه بسیاری از کسب‌ و کارها پول و جریان نقدی است.
می‌داند بدون دید دقیق روی داده‌ها، مدیریت بیشتر شبیه حدس زدن است تا تصمیم گرفتن.

✅امروز شاید در مجموعه او داشبوردهای پیچیده مدیریتی و سیستم‌های تحلیلی پیشرفته وجود داشته باشد، اما نمادش همان «اکسل» است؛
یعنی مدیریتی که بر پایه عدد، شفافیت و تحلیل بنا شده است.

شاید اگر بخواهیم راز بسیاری از کسب‌وکارهای موفق را در یک جمله خلاصه کنیم، چیزی شبیه همین باشد:
ذهن مديرى که دائماً در پی بهتر شدن است…

و یک میز كار که روی آن همیشه اعداد واقعی و ديتا دیده می‌شود.