۳۱ تیرماه، به دعوت دوستان بزرگوار، فرصتی دست داد تا در نشست تخصصی «روایت ایستادگی کسب و کارها» که به همت مجموعه آریانا برگزار شد، حضور داشته باشم.
در این سمینار، علاوه بر ارائه تحلیلهای عمیق توسط اساتید برجسته اقتصاد و جامعهشناسی، دکتر مقصود فراستخواه و دکتر فرهاد نیلی، تجربیات زیستهی رهبران موفق اکوسیستم کارآفرینی ایران (مدیران اسنپپی، افق کوروش، علیبابا و لیان) در حوزه تابآوری مطرح شد.
۱۰ نکته کلیدی و برداشت آزاد از این نشست را با شما مخاطب فرهیخته به اشتراک میگذارم:
فهرست
Toggle⬅️ ۱. زیستن در جامعه «نقطهچین»؛ واقعیت امروز ایران
جامعه ایران نه کاملاً «بلندمدت» است و نه کاملاً «کوتاهمدت»؛ بلکه ما با یک جامعه خطچین و نقطهچین روبهرو هستیم که در عین داشتن افقهای بلندمدت، بهشدت تحت تأثیر نوسانات کوتاهمدت قرار دارد. در چنین جامعهای، برنامهریزی باید انعطافپذیر، پویا و چندلایه باشد.
⬅️ ۲. بزنگاه تاریخی؛ فرصتی که شاید قرنها تکرار نشود
هر ملتی در تاریخ خود یک «بزنگاه سرنوشت ساز» دارد که میتواند از آن پرتابی به سمت موفقیت بسازد یا با نادیده گرفتنش، سالها و قرنها حسرت بخورد. امروز ایران ما در چنین بزنگاه تاریخی و حساسی به سر میبرد.
⬅️ ۳. چشمانداز ملی؛ بهترین آینده مشترک دست یافتنی
چشمانداز آینده ایران باید بر سه پایه استوار باشد: بهترین باشد (رویا پردازانه)، مشترک باشد (منافعش به همه جامعه برسد، نه فقط گروهی خاص) و دستیافتنی باشد (بر اساس واقعیتها و ظرفیتهای ممکن تعریف شود).
⬅️ ۴. خودتحریمی؛ وقتی خودمان به خودمان شلیک میکنیم!
در تحلیل اقتصاد ایران، ما همواره با فشارهای بیرونی مانند جنگ و تحریم مواجه بودهایم، اما واقعیت تلختر این است که در بسیاری از جاها خودمان به خودمان آسیب زدهایم. قطعیهای مستمر برق و گاز، تعطیلیهای ناگهانی و فیلترینگ پلتفرمهای کاربردی (مانند یوتیوب و…)، عدم صلح و دوستی با جهان و مردم، بخش عمدهای از موانع و ناترازیهای امروز تولید و تجارت را رقم زدهاند.
⬅️ ۵. عبور از عصر سایهها؛ غر زدن یا مهاجرت به سمت نور؟
گویی این روزها در «عصر سایهها» زیست میکنیم؛ جایی که ابرهای تیره ناشی از بحرانها، جلوی تابش خورشید توسعه و موفقیت را گرفتهاند. واقعیت این است که ما زورمان به جابجا کردن این ابرها نمیرسد. اما دو راه پیش رو داریم: یا در سایه بمانیم و مدام شکایت کنیم که چرا خورشید نمیتابد، یا خودمان را جابجا کنیم و به جایی برویم که نور هست. در شرایط فعلی، این وظیفه ماست که حرکت کنیم؛ انتظار معجزه منفعلانه، راه به جایی نمیبرد.
⬅️۶. بازبینی SWOT؛ ساختن نردبان از دل بحران
کسب وکارهای پیشرو در این شرایط، بلافاصله نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای (SWOT) خود را بازبینی میکنند. آنها یاد گرفتهاند که چگونه از ترکیب نقاط قوت داخلی و فرصتهای محدود محیطی، نردبانی بسازند تا از دل چاه بحرانها عبور کنند.
⬅️ ۷. سرمایه صداقت؛ وقتی گذشته به داد امروز میرسد
موفقترین مدیران در یک سال گذشته کسانی بودهاند که با تأمینکنندگان، مشتریان و بهویژه منابع انسانی خود با صداقت کامل رفتار کردهاند. البته این صداقت یکشبه جواب نمیدهد؛ باید پیش از بحران بذر اعتماد را کاشته باشید تا امروز که در تنگنا هستید، تأمینکننده، نیروی انسانی و حتی مشتری بدهکار، به اعتبار گذشته به شما احترام بگذارند و یاریتان کنند.
⬅️ ۸. جراحیهای دردناک؛ عامل بقا
باید بپذیریم که بقا در بحران هزینه دارد. کسبوکار در شرایط سخت مانند بدنی است که تصادف کرده است؛ گاهی پزشک برای نجات جان بیمار مجبور میشود عضوی (مثل پا) را قطع کند. در مدیریت بحران نیز گاهی ناگزیریم تصمیمات سخت و دردناکی بگیریم، بخشهایی از کسبوکار را تعطیل کنیم یا تعدیلهای ناخوشایند انجام دهیم تا کلیت مجموعه زنده بماند.
⬅️ ۹. بدترین تصمیم، بیتصمیمی است
در شرایط غبارآلود، معلق نگه داشتن تصمیمات و انفعال، مخربترین اقدام است. مدیر باید جسارت تصمیمگیری داشته باشد؛ حتی یک تصمیم نسبتاً خوب و سریع، بسیار بهتر از بلاتکلیفی و انتظار برای یافتن «بهترین تصمیم ممکن» در آینده مبهم است.
⬅️ ۱۰. نسخههای اختصاصی؛ تفاوت رانندگی در اتوبان و گردنه حیران
هیچ نسخه واحد و استانداردی برای همه کسبوکارها وجود ندارد. روایتها و شرایط کاملاً متفاوت است. برای مثال، در همین تعطیلات نوروز گذشته، شرایط هتلداری در کیش با شمال کشور زمین تا آسمان تفاوت داشت؛ با وجود اینکه هر دو در یک جغرافیا، یک صنف و یک بازه زمانی فعالیت میکردند.
هنر رهبر این است که بداند اکنون در اتوبان رانندگی میکند یا در پیچوخمهای خطرناک گردنه حیران؛ وفرمان هدایت سازمان را دقیقاً متناسب با جادهای که در آن قرار دارد تنظیم کند.
@Ali_nazemzadeh