خدای من! جز تو که را دارم!
چقدر باید زمان بگذرد! چه باید بر سرمان آید! چقدر باید به خود آییم! تا بفهمیم جز تو کسی را نداریم.
خدای من! چقدر سخت است فهمیدن این که جز تو کسی را نداریم! سخت است فهمیدن آن و سخت است تحمل آن. ا
گر آن نور سفید در صحنه سیاه زندگی نبود که می مردیم!
اگر تو نبودی چه همدمی چه همرازی چه دوستی؟ چه خوب تو را برای خود ساخته ایم! چه راحت می توانیم با تو درد دل کنیم! چه راحت نقاب ها را مقابل تو کنار می زنیم! چه آسان بغضمان را جلوی تو وا می کنیم! چه زیبا در مقابلت به سجده می رویم!
کاش همیشه کنارمان بودی.
کاش همیشه درک می کردیم غیر تو کسی و چیزی نیست برای ما!
کاش همیشه به یاد تو بودیم!
همیشه، همه جا، همه وقت، همه شب، چه شب های کوتاه و شب های بلند مثل امشب، شب یلدا!
مطالب مرتبط
طغیان
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
قطره شدن
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
دیوار
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
خش خش جاروی آن پیرمردی که سه بچه دارد!
nazemzade,
12 سال قبل
3 min خواندن
لذت و کمال، زمینی بودن و آسمانی شدن
nazemzade,
12 سال قبل
2 min خواندن
کاش می شد گریه کرد گاهی
nazemzade,
12 سال قبل
1 min خواندن
جستجو
دسته بندی مطالب:
مطالب اخیر:
- معرفى كتاب روانشناسی در كار و سازمان ها اثر كلودلوموان ترجمه افشین رباطی
- ۶ نکته مهم و کاربردی از کتاب «درباره همکاری» | آيا هر همكارى اى خوب است؟
- موضوع مهمى که بسیاری از مدیران نادیده می گیرند: عدد!
- آزمون خود ارزیابی مدیران در شرایط امروز ایران
- آیا هوش مصنوعی نان مشاورها و مدرسها و نويسنده ها را آجر میکند؟ (هوش مصنوعى در مقام دستيار)