کاش می شد گریه کرد گاهی.
کاش می شد فریاد زد سختی ها و غم ها را.
کاش می شد مثل آنها بود که خوابند و اگر بیدار، در بیداری، خواب!
کاش می شد قدم زد در خیابان های خالی از تبعیض و فساد.
کاش می شد نگاه کرد به زندانهای خالی از زندانی بی گناه.
کاش می شد نشنید این همه از فقر و فقر و فقر.
کاش می شد کم می شد حماقت.
کاش می شد کور بود و کر!
کاش می شد پاک شود این واژه از واژه نامه ها: ظلم!
کاش می شد انسان بود در این دنیای بی انسان
کاش می شد زندگی کرد، زندگی.
کاش می شد انتظار به سر آید و پیروزی، حاصل.
کاش می شد کمی کمتر شدن این رنگ خاکستری
کاش می شد کمی امید
کاش می شد با شعر ها پرواز کرد: مرغ شیدا بیابیا شاهد ناله حزینم شو!
کاش می شد دمی شاعری و شیدایی
کاش می شد گریه کرد گاهی…. کاش!
مطالب مرتبط
طغیان
nazemzade,
11 سال قبل
1 min خواندن
… و سیاهی زیباست!
nazemzade,
11 سال قبل
1 min خواندن
قطره شدن
nazemzade,
11 سال قبل
1 min خواندن
خش خش جاروی آن پیرمردی که سه بچه دارد!
nazemzade,
11 سال قبل
3 min خواندن
جذبه تو مرا کشت!
nazemzade,
11 سال قبل
1 min خواندن
دیوار
nazemzade,
11 سال قبل
1 min خواندن
جستجو
دسته بندی مطالب:
مطالب اخیر:
- تصمیم گیری در طوفان؛ 4 مسیری که کسب و کار شما را می سازد یا می سوزاند!
- کسب و کارها و سازمانها در شرایط امروز ایران باید به فکر توسعه باشند یا نه؟
- ازتلاطم تا فرصت: استراتژی های بقا و توسعه در اقتصاد ایران
- معرفی کتاب «فرار از جلسه» (ترجمه مریم انصاری، نشر آریانا قلم)
- معرفی کتاب هنر جنگ، نوشتهی سانتزو