بی مقدمه باید بگویم: اگر در دوران ثبات، مشاوران به بهبود عملکرد، رشد و توسعه سازمانها کمک میکنند، در دوران بحران وظیفه اصلی آنان کمک به «بقا، ثبات و عبور از طوفان» است. مشاور در این وضعیت در عین حال که باید به بحران های داخلی و مشکلات خودش بپردازد، لازم است که در اندیشه مدیران و مخاطبین خود هم باشد. تجربه بحرانهای بزرگ در جهان، از جنگها و تحریمها گرفته تا بحران مالی جهانی و همهگیری کرونا نشان میدهد سازمانهایی که توانستهاند از چنین شرایطی عبور کنند، اغلب دو ویژگی مشترک داشتهاند:
اول، مدیرانی که آرامش و واقعبینی خود را حفظ کردهاند، و دوم مدیرانی که تصمیم گیری صحیح و استراتژی های مناسب داشته اند و توانستهاند در لحظات ابهام با اندیشه خود یا مشاورانشان، بهترین تصمیم را بگیرند.
در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این است: نقشه راه مشاوران در دوران جنگ و بحران های شدید چه می باشد؟
فهرست
Toggle1 – فهم واقعیت بحران
اولین وظیفه یک مشاور در شرایط بحران، کمک به مدیر برای «فهم درست واقعیت» است. بسیاری از مدیران در مواجهه با شوک های شدید اقتصادی دچار نوعی آشفتگی ذهنی میشوند و گاه بحران را به اشتباه به عملکرد خود یا سازمانشان نسبت میدهند. در حالی که در بحرانهای ملی و جنگی، اغلب با یک پدیده کلان مواجه هستیم: انجماد اقتصاد، تغییر اولویت مصرف کنندگان، تعویق تصمیم گیری و عدم قطعیت!
در چنین فضایی مشاور باید به مدیران کمک کند این واقعیت را بپذیرند که فروش صفر یا رکود شدید، لزوماً نشانه ضعف سازمان نیست، بلکه نتیجه یک شوک محیطی فراگیر است. همچنین ابهام و عدم قطعیت و بحران، برای همه است و نه فقط یک مدیر و یک سازمان! این درک صحیح از واقعیت، نخستین گام برای عبور سالم از بحران است.
مشاور باید کمک کند که مدیر به فهم صحیح و کاملی از بحران برسد، دچار خطای ادراکی نشود و دقیقا بداند که در ایران و منطقه و جهان چه خبر است؟
2 – تغییر پارادایم مدیریتی از رشد به بقا
در دوران ثبات اقتصادی، بیشتر سازمانها با پارادایم «رشد» اداره میشوند؛ اما در شرایط بحران شدید، پارادایم مدیریت باید موقتاً تغییر کند. در بحران، هدف اصلی سازمان دیگر رشد سریع نیست، بلکه «بقا و حفظ ظرفیتهای حیاتی» است. در وضعیتی مثل امروز که ایران درگیر جنگ است، مشاوران تنها ارائهدهنده راهکارهای مدیریتی نیستند؛ آنان به نوعی شریک فکری مدیران محسوب میشوند. مشاوران در این وضعیت باید به ایجاد و پیاده سازی موارد ذیل در هر سازمان کمک کنند:
الف – حفظ نقدینگی به عنوان اکسیژن سازمان؛ مشاور باید به مدیر کمک کند که توجه به مدیریت دقیق جریان نقدی، توقف هزینههای غیرضروری، اولویت بندی پرداخت ها، مذاکره با طلبکاران و مدیریت دقیق منابع مالی داشته باشد.
ب – حفظ سرمایه انسانی به عنوان یکی از ارزشمندترین داراییهای هر سازمان؛ مشاور باید مدیران را به استفاده از راه حل های جایگزین برای اخراج کارمندان تشویق کنند؛ راهکارهایی مانند کاهش ساعات کاری، پروژههای موقت، مرخصیهای توافقی یا بازطراحی وظایف.
ج – حفظ حیات سازمان؛ مشاور باید هشدار دهد که توقف کامل فعالیت سازمان میتواند به از بین رفتن شبکه مشتریان، فروپاشی تیم و کاهش شدید روحیه سازمانی منجر شود. حتی فعالیت محدود یا نمادین میتواند به حفظ انسجام سازمانی و ارتباط با بازار کمک کند.
د – کمک به تثبیت ذهن مدیران؛ مدیران در بحران با فشار روانی شدیدی مواجه هستند. یکی از مهمترین وظایف مشاوران کمک به مدیران برای حفظ آرامش، واقعبینی و تمرکز است.
هـ – کمک به تصمیمگیریهای کوتاهمدت؛ یکی از مهمترین توصیههای مشاوران مدیریت در چنین شرایطی این است که افق تصمیمگیری کوتاهتر شود. به جای برنامهریزیهای بلندمدت، سازمانها بهتر است با برنامههای ۳۰ روزه یا کوتاهتر حرکت کنند تا بتوانند خود را با شرایط متغیر تطبیق دهند.
و – طراحی سناریوهای مختلف؛ یکی از ابزارهای مهم مدیریت بحران، برنامهریزی سناریویی است. مشاوران میتوانند سناریوهای مختلفی از آینده از بدبینانه تا خوشبینانه، طراحی کرده و به مدیران کمک کنند برای هر یک از آنها آمادگی داشته باشند.
ز – بهرهگیری از فرصتهای پنهان در دل بحران؛ هرچند جنگ و بحران با رنج و دشواری همراه است، اما تاریخ کسب وکار نشان میدهد که بسیاری از سازمانهای بزرگ در دل بحرانها بازسازی شده یا حتی متولد شدهاند. در دوران بحران، برخی فرصتها نیز شکل میگیرد: بازبینی و بازطراحی مدل کسب وکار، افزایش همبستگی تیمها، انجام کارهای عقب افتاده، تحقیق و توسعه و… مشاوران میتوانند به مدیران کمک کنند تا در کنار مدیریت بحران، نگاه خود را به فرصتهای آینده نیز معطوف کنند.
3 – راهبردهای بقا و تداوم حرفهای مشاوران در دوران بحران
در بحرانهای ملی، تنها کسبوکارها با چالش مواجه نمیشوند؛ مشاوران نیز با کاهش پروژهها، تعویق قراردادها و افزایش عدمقطعیت مالی روبهرو میشوند. بنابراین مشاوران نیز باید برای تداوم فعالیت حرفهای خود راهبرد مشخصی داشته باشند.
1 – «حفظ ارتباط فعال با مدیران»؛ در دوران بحران بسیاری از مدیران بیش از هر زمان دیگری به گفتگو، همفکری و تحلیل نیاز دارند. مشاورانی که ارتباط خود را با شبکه مشتریان و مدیران حفظ میکنند، احتمال بیشتری دارند که به عنوان شریک فکری در تصمیمهای مهم باقی بمانند.
2 – «تغییر نوع خدمات مشاورهای»؛ در شرایط بحران تقاضا برای پروژههای بلندمدت استراتژیک کاهش مییابد، اما نیاز به مشاوره های کوتاهمدت، حل مسئله، مدیریت نقدینگی، بازطراحی هزینهها و تصمیمهای سریع افزایش پیدا میکند. مشاوران باید خدمات خود را با این نیازهای جدید تطبیق دهند.
3 – «تقویت شبکه حرفهای»؛ در شرایط بحران همکاری میان مشاوران، تشکیل گروههای هماندیشی و تبادل تجربه میتواند به تولید راهکارهای بهتر و ایجاد فرصتهای جدید کاری کمک کند. مجموعه هایی مانند خانه مشاوران میتوانند در این زمینه نقش بسیار مهمی ایفا کنند.
4 – «تولید دانش و محتوا»؛ وضعیت تعلیق و کم شدن کارها، زمان مناسبی برای تولید مقاله، تحلیل، یادداشتهای مدیریتی و به اشتراک گذاشتن تجربیات حرفهای است. این کار علاوه بر کمک به مدیران، جایگاه حرفهای مشاوران را نیز تقویت میکند.
5 – «حفظ اعتماد و ارتباط »؛ مشاورانی که در شرایط سخت کنار مدیران میمانند، با صداقت تحلیل میکنند و واقعبینانه و حتی بدون چشم داشت مالی دیگران را راهنمایی میکنند، در بلندمدت به شرکای فکری پایدار سازمانها تبدیل میشوند.
جمعبندی
در شرایط جنگ و بحران، مدیریت کسبوکار بیش از هر زمان دیگری به خرد جمعی، آرامش ذهنی و تصمیمهای سنجیده نیاز دارد. سازمانهایی که بتوانند در چنین شرایطی از تصمیمهای عجولانه پرهیز کنند، سرمایههای حیاتی خود را حفظ نمایند و با برنامههای کوتاهمدت و واقعبینانه حرکت کنند، شانس بیشتری برای عبور موفق از بحران خواهند داشت.
در این میان، نقش مشاوران مدیریت و کسب وکار بسیار کلیدی است. آنان در این وضعیت نیز نقشه راه مشخصی دارند و میتوانند با ارائه چارچوبهای فکری صحیح، طراحی سناریوهای عملی و کمک به حفظ تعادل روانی مدیران، سازمانها را در عبور از یکی از دشوارترین مراحل حیاتشان یاری دهند.
بحرانها ماندگار نیستند؛ اما تصمیمهایی که در دل بحران گرفته میشود میتواند سرنوشت سالهای آینده سازمانها را رقم بزند. هنر مشاوران در چنین زمانهایی آن است که در میان طوفان عدمقطعیت، چراغ راه عقلانیت و امید را روشن نگه دارند.