سید علی ناظم زاده مشاور استراتژی و توسعه کسب وکار

در شرایط جنگ و شوک ملی، وقتی عموم بیش از هر زمان در پی زنده ماندن  و حفظ امنیت خود هستند، بسیاری از تولیدکنندگان، ارائه دهندگان خدمات، و کسب و کارهای مختلف (غیر از مواردی مثل غذایی، بهداشتی ودرمانی) دچار مشکلات فراوان شده و تعطیلی، تعلیق، فروش صفر یا نزدیک به صفر را تجربه می کنند؛ در این وضعیت، وظیفه مدیر کسب و کار چیست؟

1 – اولا ما در هر جایگاهی که هستیم باید به این سطح از آرامش روحی و روانی برسیم که این فقط ما نیستیم که دچار این شوک هستیم! وضعیت اقتصادی کشور منجمد شده و همه کم و بیش درگیر آن هستند. چه کارمند و کارگر و چه مدیر و کارآفرین و چه افراد سیاسی یا غیر سیاسی همه و همه این وضعیت را تجربه می کنند.

2 – باید بدانید که این فروش صفر یا تعطیلی و بحران برای مجموعه تان، موضوعی کلان و با شمول بالاست و به خاطر کوتاهی شما یا ضعف کسب کارتان یا اشتباه بودن برنامه ها و استراتژی های شما نیست! شما هیچ نقش و قصور و تقصیری در این وضعیت نداشته‌اید! پس خودتان را سرزنش نکنید.

بسیاری از مدیران در طول سال یا سالیان گذشته، بهترین برنامه‌ریزی‌ها را کرده اند، نیروی انسانی خوب تربیت کرده و آماده دارند، در تامین و تجهیز به خوبی عمل کردند، برنامه‌ریزی و استراتژی تبلیغات و فروش مناسب داشته اند ولیکن امروز دچار بحرانی ناخواسته شده اند که بر آنها تحمیل شده است. گرچه آنها که سناریوهای مختلف را از قبل بررسی کرده بودند، ممکن است دچارآسیب های کمتری شوند! اما این وضعیتی عمومی است که هر خوب و بدی را به خود مبتلا کرده است و  هیچ مدیری در این شرایط، نباید دچار سرخوردگی و ضعف و انفعال و فروپاشی شود!

3 – در این شرایط جنگی باید بدانیم که دغدغه مردم، نه خرید و فروش مثل سابق، که بقا، امنیت و حفظ نقدینگی است و طبیعی است که خریدهایی که برای آنها در درجه دوم اهمیت است، از اولویت می افتد و اکثر افراد سعی می کنند نقدینگی خود را برای موارد مهم تر نگاه دارند. اما نکته اینجاست که باید بدانیم اکثر نیازها کلا حذف نخواهد شد و برای آینده باقی می‌ماند، و مخاطب و مشتری صبر می‌کند تا در شرایط عادی دوباره خرید کند و به شما مراجعه نماید! پس اگر امروز نفروختید، به معنای حذف شدن شما نیست، بلکه به معنای مکث اقتصاد می‌باشد و در شرایط عادی که امیدواریم هرچه زودتر محقق شود، ما با حجمی از تقاضای انباشت شده برای بسیاری از کسب و کارها مواجه خواهیم بود که در آن روز، آنها که امید داشته اند و آمادگی خود را حفظ کرده اند،، می توانند از آن بهره مند شوند.

4 – با این مقدمات یک مدیر با تدبیر در این شرایط بحرانی و جنگی، اولا دائما با خود مرور نمی کند که اشتباهاتم چه بود و کاش این کار نمی کردم و کاش توسعه نمی دادم و کاش ….، ثانیا در وضعیت ابهام امروزی، دائما از خود نمی پرسد که چگونه بیشتر بفروشم؟ بلکه سوال می کند که از این به بعد چه باید بکنم که آرامش خود، خانواده و سازمانم را حفظ کنم، وضعیت را بحرانی تر نکنم و بهترین تصیم ها را بگیرم.

5 – نکته دیگر این است که مدیر در این وضعیت هرگز نباید تصمیمات مهم و استراتژیک و اساسی بگیرد. او نباید به  تعطیل کردن مجموعه، تعدیل زیاد نیروی انسانی، بستن شعبات و تصمیم‌گیری های مهم بپردازد. بلکه باید انتخاب کوچک و چابک بکند، خود را برای سناریوهای بهتر وبدتر از این وضعیت نیز آماده کنند و تصمیمات بزرگ و استراتژیها و برنامه‌ریزی‌های اساسی را در شرایط عادی بگیرد.

6 – دیگر وظیفه مدیر در این شرایط، توقف هزینه‌های غیرضروری، مذاکره برای تعویق پرداخت‌ها، مدیریت صحیح منابع انسانی و حفظ تیم به صورت برد – ششبرد برای مدیر و منابع  انسانی، حفظ نقدینگی به عنوان اکسیژن کسب و کار و عدم تعطیلی کامل مجموعه (در صورت امکان) می باشد.

اگر عمری بود، من در این رابطه بیشتر خواهم نوشت.